koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی doubt به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

doubt

اسم

US /ˈdaʊt/

doubts

(اسم) تردید، شک - beyond doubt اینکه بگویید چیزی قطعا درست است - no doubt about it هیچ شکی نیست که، هیچ شکی در آن نیست - give someone the benefit of the doubt باور کردن کسی یا پذیرفتن حرف کسی با وجود تردید (مثال سوم)

If you have any doubt about her ability, don’t hire her.

اگر تردیدی درباره توانایی های او داری، استخدامش نکن.

There’s no doubt that the show will be successful.

تردیدی نیست که این برنامه موفق خواهد بود.

She might be lying, but we have to give her the benefit of the doubt and accept what she says for now.

او ممکن است دروغ بگوید ولی الان باید او را باور کنیم و حرفش را بپذیریم.

doubt

فعل

doubts; doubted; doubting

(فعل) شک داشتن، تردید داشتن

He may come back tomorrow with the money, but I doubt it.

ممکن است او فردا با پول برگردد، اما من تردید دارم.