برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی quiet به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل quiet
(صفت) ساکت – در مورد کسی که خیلی حرف نمی زند (مثال دوم) – کم تحرک یا کم جمعیت (مثال سوم) – مخفیانه، بدون سر و صدا (مثال آخر)
Be quiet!
ساکت باش!
He was so quiet in his early age.
او در دوران کودکی اش خیلی کم حرف بود.
a quiet neighborhood
یک محله آرام
A quiet revolution was underway.
یک انقلاب بی سر و صدا در حال وقوع بود.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) keep quiet الف: ساکت بودن ب: پنهان کردن چیزی با حرف نزدن درباره آن (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره quiet، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


