koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی butter به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

butter

اسم

US /ˈbʌtɚ/

butters

(اسم) کره - peanut butter کره بادام زمینی - like a (hot) knife through butter خیلی سریع و آسان

Melt the butter in a small pan, add the flour and stir well.

کره را داخل یک ماهی تابه کوچک آب کرده، آرد را اضافه کنید و خوب هم بزنید.

butter

فعل

butters; buttered; buttering

(فعل) کره مالیدن روی چیزی - butter up برای هدفی با کسی خوش رفتاری کردن - know which side your bread is buttered on برای هدفی دانش لازم برای رفتار کردن با کسی را داشتن

buttered bread

نان کره مالیده شده

Stop trying to butter me up!

اینقدر پاچه خاری مرا نکن!