برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flame به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flame
(اسم) شعله آتش – شور و اشتیاق - fan the flames در آتش چیزی دمیدن، در آتش دمیدن - go up in flames سوختن یا نابود شدن با آتش (مثال آخر)
flame
فعل
flames; flamed; flaming
(فعل) سوختن، شعله ور شدن – از خشم شعله ور شدن (مثال اول) – درخشیدن، سرخ شدن (مثال دوم) – به کسی پیام توهین آمیز فرستادن - flame out (در مورد موتور جت) الف: به صورت ناگهانی خاموش شدن ب: شکست خوردن یا پایان یافت به صورت ناگهانی (مثال آخر)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flame، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

