koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی flame به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

flame

اسم

US /ˈfleɪm/

flames

(اسم) شعله آتش – شور و اشتیاق - fan the flames در آتش چیزی دمیدن، در آتش دمیدن - go up in flames سوختن یا نابود شدن با آتش (مثال آخر)

the tiny yellow flame of a match

شعله زرد رنگ کوچک یک کبریت

The house was in flames.

خانه در میان شعله ها بود.

the flames of passion

شعله های عشق

burst/explode into flames

فورا روشن شدن (مثلا یک موتور)

The building went up in flames.

ساختمان در آتش سوخت.

flame

فعل

flames; flamed; flaming

(فعل) سوختن، شعله ور شدن – از خشم شعله ور شدن (مثال اول) – درخشیدن، سرخ شدن (مثال دوم) – به کسی پیام توهین آمیز فرستادن - flame out (در مورد موتور جت) الف: به صورت ناگهانی خاموش شدن ب: شکست خوردن یا پایان یافت به صورت ناگهانی (مثال آخر)

His eyes flamed with rage.

چشم های او از خشم شعله ور شد.

Her cheeks flamed.

گونه های او سرخ شد. (از خجالت یا عصبانیت)

Their new company flamed out after only a few months.

شرکت جدید آن ها تنها بعد از چند ماه شکست خورد.