برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flame به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flame
(اسم) شعله آتش – شور و اشتیاق - fan the flames در آتش چیزی دمیدن، در آتش دمیدن - go up in flames سوختن یا نابود شدن با آتش (مثال آخر)
flame
فعل
flames; flamed; flaming
(فعل) سوختن، شعله ور شدن – از خشم شعله ور شدن (مثال اول) – درخشیدن، سرخ شدن (مثال دوم) – به کسی پیام توهین آمیز فرستادن - flame out (در مورد موتور جت) الف: به صورت ناگهانی خاموش شدن ب: شکست خوردن یا پایان یافت به صورت ناگهانی (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flame، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

