برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی lately به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lately
(قید) اخیرا
I’ve been busy lately.
من اخیرا خیلی سرم شلوغ بوده است.
He hasn't been too well lately.
او اخیرا چندان خوب نبوده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lately، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

