برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mild به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mild
(صفت) ملایم، سست، خفیف (دو مثال اول) – (هوا) معتدل – (بو یا مزه غذا) ملایم (دو مثال آخر)
یک مورد خفیف آنفولانزا
a mild punishment
یک تنبیه ملایم
a mild climate
آب و هوای معتدل
mild flavors
طعم های ملایم
a mild curry
یک زردچوبه غیر تند
(صفت - ادامه بررسی معنی واژه) (آدم) متین
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mild، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


