برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cotton به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cotton
(اسم) پنبه - لباس کتان
cotton
فعل
cottons; cottoned; cottoning
(فعل) cotton on فهمیدن چیزی (catch on) - cotton to کسی یا چیزی را دوست داشتن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cotton، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

