برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی beach به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل beach
(اسم) ساحل
beach
فعل
beaches; beached; beaching
(فعل) کشتی یا قایقی را به ساحل رساندن یا بردن – به گل نشستن یک حیوان دریایی مانند وال در ساحل (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره beach، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

