برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی outside به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل outside
(قید) خارج از جایی، بیرون
outside
اسم
outsides
(اسم) بیرون (مثال اول) - at the (very) outside در بیشترین مقدار، در بالاترین حد، حداکثر - on the outside الف: برای توصیف اینکه کسی چگونه ظاهر می شود و به نظر می رسد و رفتار می کند ب: در خارج از زندان
Your house looks small from the outside.
خانه شما از بیرون کوچک به نظر می رسد.
The job will take about five days at the outside.
این کار حداکثر 5 روز طول خواهد کشید.
On the outside he seems calm, but I know he's nervous.
در ظاهر، او آرام به نظر می رسد ولی من می دانم او مضطرب است.
Life on the outside was very strange for him at first.
زندگی در خارج از زندان در ابتدا برای او خیلی عجیب بود.
outside
صفت
(صفت) بیرونی، خارجی (دو مثال اول) – جانبی نسبت به کار یا وظیفه شما – کم، محدود، نا محتمل
outside
حرف اضافه
(حرف اضافه) بیرون – به جز (مثال آخر)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


