برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی working به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل working
(صفت) شاغل – کاری، کار (مثال دوم و سوم) - a working knowledge of something دانش کافی از چیزی (مثال آخر)
the working population
جمعیت شاغل
She has a difficult working relationship with many of her employees.
او رابطه کاری سختی با بسیاری از کارکنانش دارد.
working clothes
لباس کار
A good working knowledge of the building regulations is necessary for the job.
دانش کافی از مقررات ساختمان سازی برای این مار ضروری است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره working، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

