عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل working

working

صفت

US تلفظ صوتی/ˈwɚkɪŋ/

(صفت) شاغل – کاری، کار (مثال دوم و سوم) - a working knowledge of something دانش کافی از چیزی (مثال آخر)

the working population

جمعیت شاغل

She has a difficult working relationship with many of her employees.

او رابطه کاری سختی با بسیاری از کارکنانش دارد.

working clothes

لباس کار

A good working knowledge of the building regulations is necessary for the job.

دانش کافی از مقررات ساختمان سازی برای این مار ضروری است.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) به اندازه کافی بزرگ برای تاثیرگذاری (مثال اول) - working definition/theory/title/agreement/hypothesis تعریف یا نظریه و غیره که ممکن است دقیق نباشد ولی برای شروع یک کار مورد استفاده قرار گیرد (مقدماتی – مثال دوم)

The party has a working majority in the Congress.

این حزب اکثریت تاثیرگذار را در کنگره دارد.

Like I said, it's just a working title.

همانطور که گفتم، این فقط یک عنوان برای شروع کار است.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان