برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fund به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fund
(اسم) سرمایه لازم برای انجام کاری (صندوق) – funds پول در دسترس، نقدینگی (مثال سوم)
fund
فعل
funds; funded; funding
(فعل) تامین منابع کردن، سرمایه گذاری کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fund، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

