koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی basis به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

basis

اسم

US /ˈbeɪsəs/

bases

(اسم) ایده اولیه، پایه، مسئله پایه - on a regular/ hourly /daily/weekly etc basis همیشه/هر ساعت/هر روز/هر هفته و غیره (مثال سوم) - on a voluntary/part-time/temporary etc basis به صورت داوطلبانه/پاره وقت/موقت - on a friendly basis به صورت دوستانه - on a first-name basis اینکه خیلی خوب یکدیگر را میشناسند تا آنجا که به اسم کوچک یکدیگر را صدا میکنند

This is the basis for our decision.

این پایه تصمیم ما بود.

All the bases are covered.

تمام مسائل پایه ای پوشش داده میشود.

Board meetings are held on a weekly basis.

جلسات هیئت مدیره هر هفته برگذار میشود.