برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی loss به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل loss
(اسم) کمبود، فقدان، افت، کاهش – ضرر، زیان (مثال چهارم) - مرگ
her loss of confidence in herself
کمبود اعتماد به نفس در او
weight loss
کاهش وزن
a certain feeling of loss of control
احساس خاص عدم کنترل
profit and loss
سود و زیان
After the loss of her husband she was very lonely.
پس مرگ شوهرش او بسیار تنها بود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) ناراحتی ناشی از نبود کسی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره loss، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


