برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cold به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cold
(صفت) سرد – سرد و غیر صمیمی (مثال دوم) - blow hot and cold به سرعت تغییر نظر دادن - in cold blood با خونسردی، طبق برنامه، عمدی - in the cold light of day در روشنایی روز - leave you cold چیزی که نظر شما را جلب نمیکند یا شما را هیجان زده نمیکند (مثال سوم) - make someone's blood run cold کسی را خیلی ترساندن - pour/throw cold water on آب سردی روی چیزی ریختن (مثال آخر) – coldly (قید) با بی محلی، با بی تفاوتی
cold
اسم
colds
(اسم) سرماخوردگی – سرما (مثال دوم) - come in from the cold دوباره به یک گروه پیوشتن - leave (someone) out in the cold کسی را در شرایط بد یا نا برابری قرار دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cold، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


