koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی cold به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

cold

صفت

US /ˈkoʊld/

colder; coldest

(صفت) سرد – سرد و غیر صمیمی (مثال دوم) - blow hot and cold به سرعت تغییر نظر دادن - in cold blood با خونسردی، طبق برنامه، عمدی - in the cold light of day در روشنایی روز - leave you cold چیزی که نظر شما را جلب نمیکند یا شما را هیجان زده نمیکند (مثال سوم) - make someone's blood run cold کسی را خیلی ترساندن - pour/throw cold water on آب سردی روی چیزی ریختن (مثال آخر) – coldly (قید) با بی محلی، با بی تفاوتی

cold weather

هوای سرد

a cold greeting

یک خوش آمد گویی سرد

Her movies leave me cold.

فیلم های او مرا هیجان زده نمیکند.

When my father said I couldn't have the car, he poured cold water on my plans.

وقتی پدرم گفت که من نمیتوانم آن خودرو را بخرم، آب سردی روی برنامه های من ریخت.

cold

اسم

colds

(اسم) سرماخوردگی – سرما (مثال دوم) - come in from the cold دوباره به یک گروه پیوشتن - leave (someone) out in the cold کسی را در شرایط بد یا نا برابری قرار دادن

I’m afraid I’m catching a cold.

می ترسم سرما بخورم.

Don’t stand out there in the cold – come in here and get warm.

بیرون در سرما نباش – بیا اینجا و گرم شو.