برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی atmosphere به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل atmosphere
(اسم) جو زمین یا سیاره ای دیگر (the atmosphere جو زمین) – هوای یک مکان یا منطقه (مثال دوم) – جو یا فضا متعلق به شرایطی یا جایی که احساسی را در شما به وجود می آورد (مثال سوم) – ویژگی یا تاثیر خوشایند، جو مناسب (مثال آخر)
the upper atmosphere
لایه های جو زمین (شامل تروپوسفر (troposphere)، استراتوسفر (stratosphere)، مزوسفر (mesosphere) و ترموسفر (thermosphere))
a smoky atmosphere
هوای دود آلود
Use music and lighting to create a romantic atmosphere.
برای ساختن یک فضای عاشقانه از موسیقی و نورپردازی استفاده کنید.
The inn was lacking in atmosphere.
مسافرخانه جو خوبی نداشت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره atmosphere، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


