برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flour به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flour
(اسم) آرد
wheat/rice flour
آرد گندم / برنج
flour
فعل
flours; floured; flouring
(فعل) آرد پاشیدن روی چیزی مانند نان
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flour، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

