koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی division به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

division

اسم

US /dəˈvɪʒən/

divisions

(اسم) تقسیم – بخشی از دولت یا مدرسه یا تجارت (مثال دوم) – واحد لشکر در ارتش یا ناوگروه در نیروی دریایی

the process of cell division

روند تقسیم سلول

She was transferred to a different division within the company.

او به بخش دیگری در شرکت منتقل شد.

The infantry division is made up of five brigades.

این لشکر پیاده از پنج تیپ تشکیل شده است.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) دو دستگی

There were serious divisions within the party on a number of issues.

دو دستگی های جدی بین اعضای حزب در خصوص تعدادی از مسائل وجود دارد.