برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی division به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل division
(اسم) تقسیم – بخشی از دولت یا مدرسه یا تجارت (مثال دوم) – واحد لشکر در ارتش یا ناوگروه در نیروی دریایی
روند تقسیم سلول
She was transferred to a different division within the company.
او به بخش دیگری در شرکت منتقل شد.
The infantry division is made up of five brigades.
این لشکر پیاده از پنج تیپ تشکیل شده است.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) دو دستگی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره division، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


