بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی rid به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل rid

rid

فعل

US تلفظ صوتی/ˈrɪd/

rids; rid همچنین ridded; ridding

(فعل) be rid of از دست کسی یا چیزی خلاص شدن - get rid of از دست کسی یا چیزی خلاص شدن، دور انداختن، کسی را دک کردن (مثال دوم) - rid (someone or something) of (someone or something) باعث رهایی یافتن از چیزی یا کسی شدن (مثال سوم)

He was a bully, and we’re well rid of him.

او یک زورگو بود و خیلی خوب شد که از دست او خلاص شدیم.

It’s time we got rid of all these old toys.

وقت آن است که این اسباب بازی های قدیمی را دور بیاندازیم.

She went to the beach to relax and rid herself of all her worries.

او به ساحل رفت تا ریلکس کند و نگرانی هایش را از خود دور کند.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره rid، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان