برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی rid به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rid
(فعل) be rid of از دست کسی یا چیزی خلاص شدن - get rid of از دست کسی یا چیزی خلاص شدن، دور انداختن، کسی را دک کردن (مثال دوم) - rid (someone or something) of (someone or something) باعث رهایی یافتن از چیزی یا کسی شدن (مثال سوم)
He was a bully, and we’re well rid of him.
او یک زورگو بود و خیلی خوب شد که از دست او خلاص شدیم.
It’s time we got rid of all these old toys.
وقت آن است که این اسباب بازی های قدیمی را دور بیاندازیم.
She went to the beach to relax and rid herself of all her worries.
او به ساحل رفت تا ریلکس کند و نگرانی هایش را از خود دور کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rid، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


