برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی path به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل path
(اسم) مسیر، گذرگاه، جاده (دو مثال اول) – سلسله اقداماتی که برای رسیدن به یک نتیجه صورت می پذیرد (مثال آخر) – مسیر حرکت الکترون به دور هسته اتم
a bike path
یک مسیر دوچرخه سواری
یک مرد گنده راه مرا بست.
There is no easy path to success.
هیچ مسیر آسانی برای موفقیت نیست.
(اسم – ادامه بررسی معنوی واژه) beat a path to somebody’s door علاقه مند بودن و استقبال مردم از چیزی که می فروشید یا خدماتی که ارائه می دهید و غیره (مثال اول) - cross somebody’s path | people’s paths cross اتفاقی یکدیگر را دیدن - lead somebody up the garden path فریب دادن کسی (مثال آخر)
I have a new product so good that everyone will beat a path to my door.
من یک محصول جدید خیلی خوب دارم که همه مردم برای خرید آن مشتاق خواهند بود.
I hope I never cross her path again.
امیدوارم هرگز دیگر به او برخورد نکنم.
Don't lead me up the garden path—tell me what is really going on here.
مرا فریب نده – به من بگو اینجا واقعاً چه خبر است؟
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره path، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


