برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی satisfy به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل satisfy
(فعل) خشنود کردن، راضی کردن، خشنود بودن، راضی بودن – تامین کردن چیزی یا انجام دادن کاری یا داشتن چیزی که برای کسی یا چیزی نیاز است (مثال دوم و چهارم) – متقاعد کردن، قانع کردن
I have never been satisfied with my job.
من هرگز از کارم راضی نبوده ام.
Social services is trying to satisfy the needs of so many different groups.
خدمات اجتماعی در تلاش است تا نیازهای تعداد خیلی زیادی از گروه های متفاوت را تامین کند.
She satisfied all conditions for approval of the loan.
او همه شرایط لازم برای مورد قبول قرار گرفتن وام را دارد.
Her explanation satisfied the court.
توضیح او، دادگاه را قانع کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره satisfy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


