برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی constituent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل constituent
(اسم) یک رای دهنده – هر یک از بخش های تشکیل دهنده چیزی (مثال دوم)
constituent
صفت
(صفت) تشکیل دهنده، سازنده چیزی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره constituent، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

