بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

constituent | معنی رأی‌دهنده و جزء تشکیل‌دهنده

معنی constituent در فارسی

constituent

اسم

US تلفظ صوتی/kənˈstɪtʃəwənt/راهنمای تلفظ فونتیک

constituents

(اسم) رأی‌دهنده؛ کسی که در حوزهٔ انتخابیهٔ یک نماینده زندگی می‌کند و آن نماینده مسئول رسیدگی به مشکلات اوست – هر یک از اجزا یا مواد تشکیل‌دهندهٔ یک کل – در زبان‌شناسی: واحدی که بخشی از ساختار جمله را می‌سازد

She is always talking to her constituents and listening to their problems.

او همیشه با رأی‌دهندگان حوزه‌اش صحبت می‌کند و به مشکلات آن‌ها گوش می‌دهد.

Sodium is one of the constituents of salt.

سدیم یکی از اجزای تشکیل‌دهندهٔ نمک است.

The senator met with his constituents to discuss the new law.

سناتور با رأی‌دهندگان حوزه‌اش برای بررسی قانون جدید دیدار کرد.

Hydrogen and oxygen are the main constituents of water.

هیدروژن و اکسیژن اجزای اصلی تشکیل‌دهندهٔ آب هستند.

constituent

صفت

(صفت) تشکیل‌دهنده؛ سازندهٔ یک کل

Let's look at the constituent parts of this sentence.

بیایید به اجزای تشکیل‌دهندهٔ این جمله نگاه کنیم.

The constituent elements of the alloy are copper and zinc.

عناصر تشکیل‌دهندهٔ این آلیاژ مس و روی هستند.

The team analyzed the constituent factors of economic growth.

تیم، عوامل سازندهٔ رشد اقتصادی را تحلیل کرد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره constituent، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته