koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی plan به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

plan

اسم

US /ˈplæn/

plans

(اسم) برنامه یا روش یا نقشه – نقشه (مثال آخر)

her future plans

برنامه های آینده او

an action plan

یک نقشه (برنامه) اقدام

Let's hope everything will go according to plan.

بیایید امیدوار باشیم همه چیز طبق نقشه پیش خواهد رفت.

Do you have the Washington, D.C's streets plan?

آیا نقشه خیابان های واشنگتن دی سی را داری؟

plan

فعل

plans; planned; planning

(فعل) برنامه ریختن، برنامه ریزی کردن (مثال اول) – خواستن یا انتظار داشتن

We are busy planning the wedding.

ما مشغول برنامه ریزی عروسی هستیم.

She plans to get divorce.

او می خواهد طلاق بگیرد.

We plan on coming to the wedding.

ما می خواهیم به میمانی بیاییم. (on + -ing verb)