برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی backup به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل backup
(اسم – به فعل back up هم توجه شود) پشتیبان، پشتیبانی، حامی (مثال اول و دوم) – تراکم یا قفل ترافیکی (مثال سوم) – کسی یا آلتی از موسیقی که خواننده یا نوازنده ای را همراهی می کند – بکاپ یا یک کپی از اطلاعات (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره backup، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

