برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی brake به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل brake
(اسم) ترمز در یک وسیله نقلیه - screech/squeal of brakes صدای بلندی که یک وسیله نقلیه بعد از ترمز تولید میکند (مثال سوم) – چیزی که تحولی یا فعالیتی را متوقف کند (مثال آخر)
anti-lock brake
ترمز ضد قفل
Jim slammed/jammed on the brakes.
جیم به سرعت ترمز کرد.
The truck stopped with a screech of brakes.
کامیون با صدای بلندی ناشی از خط ترمز، توقف کرد.
It's the government's latest effort to put the brakes on rising prices.
این کار آخرین تلاش این جنبش برای متوقف کردن روند رو به رشد قیمت ها است.
brake
فعل
brakes; braked; braking
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره brake، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


