koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی brake به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

brake

اسم

US /ˈbreɪk/

brakes

(اسم) ترمز در یک وسیله نقلیه - screech/squeal of brakes صدای بلندی که یک وسیله نقلیه بعد از ترمز تولید میکند (مثال سوم) – چیزی که تحولی یا فعالیتی را متوقف کند (مثال آخر)

anti-lock brake

ترمز ضد قفل

Jim slammed/jammed on the brakes.

جیم به سرعت ترمز کرد.

The truck stopped with a screech of brakes.

کامیون با صدای بلندی ناشی از خط ترمز، توقف کرد.

It's the government's latest effort to put the brakes on rising prices.

این کار آخرین تلاش این جنبش برای متوقف کردن روند رو به رشد قیمت ها است.

brake

فعل

brakes; braked; braking

(فعل) ترمز کردن

He braked carefully in the snow.

او با دقت روی برف ترمز گرفت.