برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی failure به فارسی
معنی failure با مثال، تلفظ و کاربردهای مختلف
واژه failure در انگلیسی فقط به معنی «شکست» نیست. این کلمه بسته به متن میتواند به معنی ناکامی، ناتوانی، از کار افتادگی یا حتی خرابی یک سیستم نیز باشد. در این مطلب تمام این کاربردها همراه با تلفظ، مثال و ترجمه فارسی بررسی شدهاند.
(اسم) ناتوانی، شکست - ناکامی
He was a failure as a businessman.
او به عنوان یک تاجر موفق نبود.
All my efforts ended in failure.
تمام تلاش هایم به شکست انجامید.
the failure of the United Nations to maintain food supplies
ناتوانی سازمان ملل در حفظ کردن منابع غذا
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) از کار افتادگی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره failure، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

