koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی assist به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

assist

فعل

US /əˈsɪst/

assists; assisted; assisting

(فعل) کمک کردن (help)

His breathing was assisted by a respirator.

تنفس او به کمک یک دستگاه تنفس مصنوعی انجام میشود.

We want to assist people to find their stolen car.

او میخواهد به مردن در پیدا کردن ماشین دزدیده شده آن ها کمک کند.

He assisted in making the decision.

او در اتخاذ این تصمیم همکاری کرد.

assist

اسم

assists

(اسم) کمک (مثال اول) – (در ورزش) کمک به یک هم تیمی در گرفتن امتیاز با پاس گل دادن به او یا بلاک کردن حریف و غیره (مثال دوم)

We need an assist here.

ما اینجا به کمک نیاز داریم.

He scored 20 points and had nine rebounds and four assists in the game.

در این مسابقه او 20 امتیاز بدست آورد و نه ریباند انجام داد و چهار مورد پاس منجر به امتیاز داشت.