koobdar.ir

وبسایت آموزشی کوبدار

صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
معنی کوبدار چیست؟
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله آموزشی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با assist

assist

فعل

US /əˈsɪst/

assists; assisted; assisting

(فعل) کمک کردن (help)

His breathing was assisted by a respirator.

تنفس او به کمک یک دستگاه تنفس مصنوعی انجام میشود.

We want to assist people to find their stolen car.

او میخواهد به مردن در پیدا کردن ماشین دزدیده شده آن ها کمک کند.

He assisted in making the decision.

او در اتخاذ این تصمیم همکاری کرد.

assist

اسم

assists

(اسم) کمک (مثال اول) – (در ورزش) کمک به یک هم تیمی در گرفتن امتیاز با پاس گل دادن به او یا بلاک کردن حریف و غیره (مثال دوم)

We need an assist here.

ما اینجا به کمک نیاز داریم.

He scored 20 points and had nine rebounds and four assists in the game.

در این مسابقه او 20 امتیاز بدست آورد و نه ریباند انجام داد و چهار مورد پاس منجر به امتیاز داشت.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها