برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی preparation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل preparation
(اسم) آمادگی برای چیزی، آماده سازی – preparations همچنین به معنی مقدمات است (مثال سوم) – دارو یا هر ترکیبی که با هدف دارویی تولید می شود (مثال آخر)
By the next morning our preparations for the storm were complete.
تا صبح فردا آماده سازی ما برای توفان تکمیل خواهد شد.
Plans for the new school are now in preparation.
برنامه ها برای مدرسه جدید در حال آماده سازی است.
Preparations are underway for the festival.
مقدمات برگزاری جشنواره در حال انجام است.
anti-ageing creams and sensitive-skin preparations
کرم های ضد پیری و داروهایی برای (ترکیبات) پوست حساس
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره preparation، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


