koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی man به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

man

اسم

US /ˈmæn/

men /ˈmɛn/

(اسم) مرد – فرد، انسان (مرد یا زن – مثال سوم و چهارم) – مامور مرد که برای شما کار می کند یا کار شما را انجام می دهد (مثال آخر)

a young man

یک مرد جوان

Don't cry, little boy: be a man!

گریه نکن بچه، مرد باش!

All men are equal in the sight of the law.

تمام افراد در نگاه قانون برابرند.

prehistoric man

انسان ما قبل تاریخ

I waited all day for the gas man.

من تمام روز را منتظر مامور گاز بودم.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) نماینده یک فرد یا سازمان (مثال اول) – شوهر، دوست پسر (مثال دوم) - be your own man بدون آقا بالا سر، اختیار خود را داشتن، مستقل و آزاد بودن (مثال آخر)

our man in Tehran

نماینده (مامور، نماینده، جاسوس، نفوذی و غیره) ما در تهران

What's her new man like?

شوهر (دوست پسر) جدیدش چه شکلی است؟

Working for himself meant that he could be his own man.

کار کردن برای خودش به این معنی است که او می تواند آقای خودش باشد و نوکر خودش.