برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی man به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل man
(اسم) مرد – فرد، انسان (مرد یا زن – مثال سوم و چهارم) – مامور مرد که برای شما کار می کند یا کار شما را انجام می دهد (مثال آخر)
a young man
یک مرد جوان
Don't cry, little boy: be a man!
گریه نکن بچه، مرد باش!
All men are equal in the sight of the law.
تمام افراد در نگاه قانون برابرند.
prehistoric man
انسان ما قبل تاریخ
I waited all day for the gas man.
من تمام روز را منتظر مامور گاز بودم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) نماینده یک فرد یا سازمان (مثال اول) – شوهر، دوست پسر (مثال دوم) - be your own man بدون آقا بالا سر، اختیار خود را داشتن، مستقل و آزاد بودن (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره man، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


