koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی delay به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

delay

اسم

US /dɪˈleɪ/

delays

(اسم) تاخیر

The holiday traffic is likely to cause long delays.

ترافیک تعطیلات احتمالا باعث تاخیر های طولانی شود.

delay

فعل

delays; delayed; delaying

(فعل) تاخیر داشتن، درنگ کردن

My flight was delayed.

پرواز من دچار تاخیر شد.

He delayed telling her the news, waiting for the right moment.

او در انتظار موقعیت مناسب، گفتن خبرها به او را به تاخیر انداخت.