برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cash به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cash
(اسم) پول نقد
a cash payment
یک پرداخت نقد
cash
فعل
cashes; cashed; cashing
(فعل) چک پول را نقد کردن، یا دریافت کردن (مثال اول) - cash in الف: به پول تبدیل کردن چیزی (مثال دوم) ب: بهره گرفتن از یک موقعیت برای پول به دست آوردن (مثال سوم) ج: پول بدست آوردن از چیزی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cash، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


