koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی cash به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

cash

اسم

US /ˈkæʃ/

(اسم) پول نقد

a cash payment

یک پرداخت نقد

cash

فعل

cashes; cashed; cashing

(فعل) چک پول را نقد کردن، یا دریافت کردن (مثال اول) - cash in الف: به پول تبدیل کردن چیزی (مثال دوم) ب: بهره گرفتن از یک موقعیت برای پول به دست آوردن (مثال سوم) ج: پول بدست آوردن از چیزی

The store wouldn't cash the check.

این فروشگاه چک قبول نمیکند.

He cashed in his stocks.

او سهامش را به پول تبدیل کرد. (فروخت)

to cash in on her fame

از معروف بودن او پول در آوردن