برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fork به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fork
(اسم) چنگال – دو راهی یا چند راهی (مثال دوم) – دو شاخ
fork
فعل
forks; forked; forking
(فعل) (در مورد رود یا خیابان و غیره) دو شقه شدن، دو بخش شدن (مثال اول) – پول دادن (معمولا با over یا out – مثال دوم) – چیزی را با چنگال بلند کردن یا پرتاب کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fork، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

