برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی alibi به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل alibi
(اسم) مدرک یا ادعای اینکه شما در هنگام وقوع جرمی در آن محل حضور نداشته اید و مجرم نیستید (مثال اول) – بهانه ای برای نبودن در جایی یا انجام ندادن کاری (مثال دوم)
She has a cast-iron/ironclad/perfect alibi.
او مدرک بسیار قدرتمندی مبنی بر عدم حضورش در محل وقوع جرم دارد.
She had a good alibi for her absence.
او بهانه خوبی برای غیبتش داشت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره alibi، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


