برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی center به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل center
(اسم - در بریتیش centre) مرکز، مرکزی – (در سیاست) میانه رو، میانه روی
center
فعل
centers; centered; centering
(فعل - در بریتیش centre) چیزی را در مرکز قرار دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره center، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

