برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی scorn به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل scorn
(اسم) حس تحقیر یا حقارت نسبت به کسی یا چیزی (contempt) – pour/heap scorn on somebody/something تحقیر کردن (مثال دوم)
He was unable to hide the scorn in his voice.
او نتوانست احساس حقارتی که در صدایش بود را مخفی کند.
Opposition politicians poured scorn on the proposals.
سیاستمداران اپوزیسیون این پیشنهادها را تحقیر کردند.
scorn
فعل
scorns; scorned; scorning
(فعل) خوار دانستن، تحقیر کردن (مثال اول) – رد کردن چیزی یا کسی به دلیل غرور شخصی (مثال دوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره scorn، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

