برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی feather به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل feather
(اسم) قوی یا پر بدن پرنده - a feather in your cap دستاورد، افتخار - of a feather از یک نوع، خیلی شبیه به هم (مثال دوم) - ruffle feathers کسی را ناراحت کردن یا به کسی توهین کردن (مثال سوم)
feather
فعل
feathers; feathered; feathering
(فعل) پر یا قو روی چیزی گذاشتن - feather your (own) nest کارهایی غیر قانونی یا غیر مشروع برای افزایش ثروت خود کردن - tar and feather (someone) تنبیه کردن کسی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره feather، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

