برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی status به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل status
(اسم) موقعیت یا سطح کسی یا چیزی وقتی که با بقیه مقایسه می شود (دو مثال اول) – طبقه اجتماعی بالا (مثال سوم) – موقعیت یا وضعیت قانونی کسی یا گروهی یا کشوری (دو مثال آخر)
یک کار سطح پایین
او موقعیت اجتماعی بالایی دارد. (نسبت به بقیه)
a man of status
یک مرد از طبقات اجتماعی بالا
an increase in applications for refugee status
افزایشی در درخواست ها برای پناهنده قانونی (که وضعیت خود را قانونی کنند)
He successfully applied for residency status.
آنها با موفقیت درخواست وضعیت اقامت کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره status، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


