koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی claim به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

claim

فعل

US /ˈkleɪm/

claims; claimed; claiming

(فعل) ادعا کردن – مدعی چیزی بودن - claim someone’s life جان کسی را گرفتن (توسط طوفان، قتل یا بلایای طبیعی – مثال آخر)

She claimed to hate all art.

او ادعا کرد که از همه هنرها متنفّر است.

If no one claims the money, I can keep it.

اگر کسی مدعی این پول نباشد من می توانم آن را نگه دارم.

The earthquake claimed hundreds of lives.

آن زلزله جان صدها نفر را گرفت.

claim

اسم

claims

(اسم) ادعا، مدعی (مثال اول) – دعوی یا درخواست رسمی برای چیزی که حق شما است یا فکر میکنید مال شما است (مثال دوم و سوم) - to lay claim to (something) اینکه بگویید چیزی متعلق به شما است – ملک شخصی

Claims of corruption within the police force were denied.

ادعاها درباره فساد در میان نیروهای پلیس رد شد.

an insurance claim

درخواست دریافت حق بیمه

Please fill out this claim form.

لطفاً این فرم درخواست را پر کنید.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) baggage claim یا baggage claim area جایی در یک فرودگاه یا ایستگاه که شما وسایل خود را تحویل میگیرید - claim to fame علت محبوبیت کسی یا چیزی - stake (out) a/your claim ادعای چیزی را کردن، اینکه بگویید یا ثابت کنید چیزی مال شما است