برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی recognize به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل recognize
(فعل) شناختن کسی یا چیزی – پذیرفتن اینکه چیزی درست است یا قانونی است یا مهم است (مثال دوم) – به رسمیت شناختن چیزی یا کسی (مثال آخر)
I recognized the face immediately.
من آن قیافه را به سرعت شناختم.
It's important to recognize your own faults.
مهم است که قصورات خود را بپذیرید.
Chinese medical qualifications are recognized in Iran.
مدارک پزشکی چین در ایران به رسمیت شناخته می شوند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) تقدیر کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره recognize، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


