koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی as به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

as

قید

US /ˈæz/

(قید) به همان اندازه یا مقدار (دو مثال اول) – برای آوردن یک مثال، مانند (مثال آخر)

He has a lot of money but I don't have as much.

او خیلی پول دارد ولی من با آن اندازه ندارم.

She is the same height as her sister.

او هم قد خواهرش است.

large mammals, as (= such as) the bear or lion.

پستانداران بزرگ مانند خرس یا شیر

as

حرف اضافه

(حرف اضافه) به عنوان

Many people now regard him as a traitor.

الان خیلی از مردم به او به عنوان خائن نگاه میکنند.

She has a job as a waitress.

او یک کار به عنوان یک پیشخدمت دارد.

as

حرف ربط

(حرف ربط) برای مقایسه کردن یا هنگامی که کاری باید انجام شود یا چیزی باید طبق معمول رخ دهد (معمولا as…as)

I can't run as fast as you.

من نمی توانم به سرعت تو بدوم.

You have to unwrap it as carefully as you can. It’s quite fragile.

باید تا جایی که می توانید آن را با دقت باز کنید. خیلی شکننده است.

He’s not singing as loudly as she can.

او آن اندازه بلند که میتواند بخواند، آواز نمی خواند.

Can you come as soon as possible?

هر وقت که امکانش وجود داشت می توانی بیایی؟

We try to give her as much freedom as we can.

ما سعی میکنیم هر اندازه آزادی که میتوانیم به او بدهیم.

(حرف ربط – ادامه بررسی معنی واژه) به طریقی که، همانطور که، طبق (سه مثال اول) – مانند (مثال چهارم) – وقتی که، هنگامی که (دو مثال آخر)

She got divorced, as her parents had done years before.

او طلاق گرفت، همانطور که والدینش سال ها قبل طلاق گرفتند.

Do as I say!

آن طور که من می گویم انجام بده!

Sara was late as usual.

سارا طبق معمول دیر کرد.

I've got a hat the same as her.

من یک کلاه مانند کلاه او خریدم.

As time passed, things seemed to get worse.

با گذر زمان به نظر رسید که اوضاع بدتر شد.

Pay as you enter.

وقتی که وارد شدی پول را بده.

(حرف ربط – ادامه بررسی معنی واژه) با اینکه (سه مثال اول) – چون (مثال چهارم) – همراه با so یا such می آید تا نتیجه یا تاثیر چیزی را بیان کند (مثال آخر)

Unlikely as it might seem, I’m tired too.

با اینکه ممکن است بعید به نظر برسید ولی من هم خسته ام.

As much as I respect her, I still have to disagree with her on this point.

با اینکه خیلی برای او احترام قائلم ولی من هنوز مجبورم با او در این خصوص مخالفت کنم.

Try as she might, she couldn't open the door.

با اینکه خیلی تلاش کرد ولی نتوانست در را باز کند.

As you are leaving last, lock the door.

چون آخرین نفری هستی که میروی، در را قفل کن.

I drove at a steady 50 Km/h so as to save fuel.

من با سرعت ثابت 50 کیلومتر رانندگی کردم تا سوخت را هدر ندهم.

(حرف ربط – ادامه بررسی معنی واژه) as against در مقایسه با، در مقابل (مثال اول) - as for در خصوص (در ابتدای یک مبحث دیگر - مثال دوم) - as though تو گویی، گویی (مترادف با as if – مثال سوم و چهارم)

Ten people wanted tea for the party as against four who chose lemonade.

در مقابل 4 نفری که برای میهمانی لیموناد را انتخاب کردند، 10 نفر چای میخواستند.

As for the money, we’ll talk about that later.

در خصوص پول، بعدا درباره اش حرف خواهیم زد.

The day seemed as though it would never end.

آن روز جوری به نظر می رسید که تو گویی پایانی نخواهد داشت.

It looks as though everyone else has gone home.

به نظر می رسید که گویی همه افراد دیگر به خانه رفته اند.

(حرف ربط – ادامه بررسی معنی واژه) as is در شرایطی که چیزی در حال حاضر در آن قرار دارد (مثال اول) - as it is همینطور که هست، در شرایطی که چیزی در حال حاضر در آن قرار دارد - as it were به اصطلاح، تو گویی، هر کس نداند فکر میکند که (مثال دوم) - as of هنگامی که چیزی رخ میدهد (مثال سوم)

Will you wait till it's finished or take it home as is?

آیا صبر خواهی کرد تا من این را تمام کنم یا همینطور که هست به خانه میبری؟

I just love my little poodle. She's my baby, as it were.

من خیلی عاشق سگ کوچک خودم هستم. تو گویی، او بچه من است.

Our phone number is changing as of May 12.

شماره تلفن ما 12 می تغییر میکند.

(حرف ربط – ادامه بررسی معنی واژه) as to الف: درباره (مثال اول) ب: طبق، بر حسب

The President asked for opinions as to the possibility of war.

رئیس جمهور درباره احتمال جنگ نظر خواهی کرد.