برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی permission به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل permission
(اسم) اجازه به کسی برای انجام کاری، مجوز
If you want to go on the school trip, you have to get your parent's permission.
اگر می خواهی به اردوی مدرسه بروی باید اجازه والدینت را بگیری.
You have my permission.
شما مجوز من را دارید.
They did not have permission to spend this much money on a project like that.
آن ها اجازه نداشتند این مقدار پول روی چنین پروژه ای صرف کنند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره permission، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

