برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی beginning به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل beginning
(اسم) آغاز، شروع (دو مثال اول) – beginnings علائم یا حالت های ابتدایی از یک چیزی که ممکن است بعدا پیشرفت کند یا بیشتر شود (مثال سوم) - from humble/small beginnings از طبقه اجتماعی پایین یا فقیر
beginning
صفت
(صفت) آغازین
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره beginning، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

