koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی beginning به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

beginning

اسم

US /bɪˈgɪnɪŋ/

beginnings

(اسم) آغاز، شروع (دو مثال اول) – beginnings علائم یا حالت های ابتدایی از یک چیزی که ممکن است بعدا پیشرفت کند یا بیشتر شود (مثال سوم) - from humble/small beginnings از طبقه اجتماعی پایین یا فقیر

But from the very beginning he handled the situation badly.

ولی از همان ابتدا او این وضعیت را بد مدیریت کرد.

Go back to the beginning of the line.

به اول خط برگرد.

I think I have the beginnings of a cold.

به نظرم من علائم ابتدایی سرما خوردگی را دارم.

beginning

صفت

(صفت) آغازین