koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی card به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

card

اسم

US /ˈkɑɚd/

cards

(اسم) کارت (دو مثال اول) – هر کدام از ورق های کارت بازی – کارت تبریک یا کارت دعوت و غیره (مثال سوم) – postcard کارت پستال

a memory card

یک کارت حافظه

a library/membership card

یک کارت کتابخانه / عضویت

a get well card

کارتی که برای کسی فرستاده میشود و برای او آرزوی سلامتی میکند

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) یک آدم شوخ طبع و عجیب و غریب - be in the cards احتمالا، به احتمال زیاد - your best/strongest/trump card مهم ترین برگ برنده شما - have a card up your sleeve برگ برنده ای که شما دارید و بقیه از آن بی اطلاع هستند - keep/hold your cards close to your chest مخفی کاری کردن - put/lay your cards on the table درباره احساسات یا تمایلات خود صادق بودن –the race/gender/age, etc. card از نژاد/جنسیت/سن و غیره برگ برنده درست کردن به این صورت که نشان دهید که مورد ظلم قرار گرفته اید

card

فعل

cards; carded; carding

(فعل) از کسی مدارک طلب کردن

He carded me.

او از من کارت شناسایی خواست.