برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی indicate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل indicate
(فعل) نشان دادن یا اشاره کردن
His hot forehead indicates a fever.
پیشانی داغ او تب را نشان می دهد.
She indicated to me that she didn't want me to say anything.
او به من اشاره کرد که او نمی خواهد من چیزی بگویم.
The markers indicate a distance of 50 yards.
این علائم یک فاصله 50 یاردی (هر یارد برابر 91.4 سانتی متر است) را نشان می دهند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره indicate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

