koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی trip به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

trip

اسم

US /ˈtrɪp/

trips

(اسم) مسافرت، سفر، گردش – رفتن به جایی (مثال دوم) – توهم یا نئشه با یک ماده مخدر مانند LSD (یک از معروف ترین روان گردان ها با نام اختصاری اسید)

We went on a trip to the mountains.

ما یک سفر به کوهستان داشتیم.

She made a trip to the dentist.

او به دندان پزشکی رفت.

a bad trip

یک توهم زیاد

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) سر خوردن پا – یک آدم یا یک تجربه پر شور و سرگرم کننده (مثال دوم)

an ankle injury caused by a trip

یک آسیب به مچ پا ناشی از سر خوردن پا (مثلا روی پست موز پا گذاشته)

Sara’s such a trip!

سارا خیلی پر شور است.

trip

فعل

trips; tripped; tripping

(فعل) سر خوردن و تعادل خود را از دست دادن – باعث افتادن کسی که در حال حرکت یا دویدن است شدن (مثل پای خود را جلوی پای او قرار دادن یا پشت پا زدن - مثال دوم) – با گام های سریع رقصیدن، پایکوبی کردن – به صورت اتفاقی یا تصادفی باعث روشن شدن هشدار یا زدن یک کلید شدن – توهم زدن با یک روان گردان (مثال آخر)

She tripped on the stairs and almost fell.

او روی پله ها تعادل خود را از دست داد و تقریبا زمین خورد.

Ronni was tripped inside the penalty area.

رونی درون محوطه پنالتی تعادلش را از دست داد.

They were tripping on acid.

او اسید زده است. (اسید یا LSD نوعی مواد روان گردان)

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) trip up الف: باعث افتادن کسی شدن ب: باعث اشتباه کسی شدن (مثال اول) - trip off the tongue چیزی که به راحتی قابل تلفظ است - trip the light fantastic کنایه از رقصیدن

Read the questions carefully, because the examiners sometimes try to trip you up.

سوالات را با دقت بخوانید چون طراحان سوال بعضی وقت ها سعی می کنند شما را به اشتباه بیاندازند.