برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی brick به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل brick
(اسم) آجر (مثال اول) – یک آدم مفید به درد بخور - bricks and mortar یک ملک وقتی که بحث ارزش آن ملاک است (مثال دوم) - like a ton of bricks خیلی سخت و دشوار (مثال سوم) - drop a brick اشتباه بدی مرتکب شدن
brick
فعل
bricks; bricked; bricking
(فعل) آجر کاری کردن یا با آجر پوشاندن
They bricked up the windows.
آن ها پنجره ها را با آجر پوشاندند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره brick، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


