koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی after به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

after

قید

US /ˈæftɚ/

(قید) بعد، بعد از یک زمان

three hours after

سه ساعت بعد

I'm busy next week - how about the week after?

هفته بعد من کار دارم. هفته بعدش چطور؟

And they all lived happily ever after.

و همگی آن ها بعد از برای همیشه با خوشحالی به زندگی ادامه دادند.

after

حرف اضافه

(حرف اضافه) بعد از یک زمان که در ادامه اشاره میشود (مثال اول) – برای اعلام ساعت (در آمریکایی – مثال دوم) – بعد از یا به خاطر چیزی (مثال سوم)

She returned after 10 years.

او بعد از 10 سال برگشت.

It's 15 after 3.

ساعت سه و ربع است.

I'll never forgive her after what she said.

من بخاطر (بعد از) حرفی که زد هرگز او را نخواهم بخشید.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) علی رقم چیزی، با وجود چیزی، بعد از چیزی (مثال اول) – بعد از چیزی در یک ترتیب (مثال دوم) - after you with something اینکه از کسی بخواهید تا چیزی را بعد از او استفاده کنید (در بریتیش) - day after day/year after year etc به صورت ادامه داری برای یک مدت طولانی (مثال آخر)

How can you treat me like this after all I’ve done for you?

بعد از همه کار هایی که برای تو انجام دادم چطور می توانی با من اینچنین رفتار کنی؟

Whose name is after yours on the list?

در این لیست بعد از نام شما اسم چه کسی نوشته شده است؟

I've told you time after time not to do that.

بار ها به تو گفته ام که آن کار را انجام ندهی.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) تلاش کردن برای گرفتن چیزی یا بدست آوردن (مثال اول) - be after somebody to do something انجام کاری را مکررا به کسی گفتن (مثال دوم) – با نام کسی یا به نام کسی (مثال سوم)

She's only after money.

او فقط به دنبال پول است.

Mom was after me to do the dishes.

مامان مدام به من میگفت که ظرف ها را بشورم.

Mary was named after her grandmother.

مری به نام مادر بزرگش نام گذاری شد. (نام مادر بزرگش مری بود)

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) مثل کسی یا چیزی، به سبک کسی یا چیزی (دو مثال اول) – در درجه اهمیت پایینتر (مثال سوم) – درباره، در خصوص (مثال آخر)

a painting after Goya

یک نقاشی به سبک گویا

a story after Hemingway

داستانی به سبک همینگوی

He put his work after job.

او کارش را در اولویت قرار میدهد.

to inquire after her health

تحقیق کردن درباره سلامتی او

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) after all الف: با وجود یا علی رقم چیزی (دو مثال اول) ب: برای افزودن اطلاعات برای اثبات حرفی که قبلا زده اید یا تاکید روی آن (مثال سوم)

They decided to go after all.

با این وجود آن ها تصمیم گرفتند بروند.

The plane took off half an hour late but landed on time after all.

هواپیما نیم ساعت دیر پرید ولی با این وجود به موقع فرود آمد.

I do like her - after all, she is my sister.

من او را دوست دارم، هر چی باشه او خواهر من است.

after

حرف ربط

(حرف ربط) بعد از اینکه

Call me after you arrive.

بعد از اینکه رسیدی زنگ بزن.

after

صفت

(صفت) بعد، بعدی

in after [=later] weeks

در هفته های بعد