برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی spiritual به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل spiritual
(صفت) معنوی (مربوط به اعتقادات فرد – مثال دوم) – روحی (مثال دوم) - somebody’s spiritual home جایی که شما در آن احساس تعلق می کنید مخصوصا کشوری که کشور مادری شما نیست و شما با مردم آن جا تفکر و ذهنیت مشترک دارید (مثال سوم) – spiritually از نظر معنوی را روحی (مثال آخر)
Her book leads us on a spiritual journey.
کتاب او ما را به یک سفر معنوی هدایت می کند.
the emotional and spiritual needs
نیازهای عاطفی و روحی
I had always thought of China as my spiritual home.
من همیشه چین را کشوری می دانستم که به آن تعلق خاطر دارم.
a spiritually uplifting book
یک کتاب به لحاظ معنوی الهام بخش
spiritual
اسم
spirituals
(اسم) آهنگ مذهبی که در اصل توسط برده های آمریکایی خوانده میشد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره spiritual، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

