برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی employ به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل employ
(فعل) استخدام کردن – استفاده کردن از چیزی مانند مهارت و غیره (مثال سوم)
employ
اسم
(اسم) in someone's employ در استخدام کسی، در خدمت کسی
He was not in the employ of a British University.
او در استخدام دانشگاهی در انگلیس نبود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره employ، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

