koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی appropriate به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

appropriate

فعل

US /əˈproʊprijət/

appropriates; appropriated; appropriating

(فعل) چیزی یا ایده کسی یا هر چیز دیگر را برای استفاده خودتان برداشتن مخصوصاً اگر غیر قانونی و بدون اجازه باشد (مثال اول) – برای کار یا هدف خاصی پول ذخیره کردن یا گرفتن یا اختصاص دادن (مثال دوم)

She lost his job when she was found to have appropriated some of the company's money.

وقتی فهمیده شد که او مقداری از پول شرکت را برای استفاده شخصی برداشته است، کارش را از دست داد.

After the war, Congress appropriated more money to air defense systems.

پس از جنگ ، کنگره پول بیشتری به سیستم های دفاع هوایی اختصاص داد.

appropriate

صفت

(صفت) مناسب، قابل قبول یا صحیح برای یک موقعیت خاص (دو مثال اول) – appropriately (قید) به شکل مناسبی (مثال سوم) – appropriateness (اسم) مناسب بودن

Is this film appropriate for small children?

آیا این فیلم برای بچه های کم سن و سال مناسب است؟

What would be an appropriate course of action in such a situation?

رویکرد مناسب برای اقدام در چنین موقعیتی چه چیزی می تواند باشد؟

appropriately dressed for the occasion

برای این مراسم به شکل مناسبی لباس پوشیدن