koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی hive به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

hive

اسم

US /ˈhaɪv/

hives

(اسم) کندو زنبور عسل (beehive، colony) – گروهی از زنبورهای عسل که در کندو زندگی میکنند (مثال اول) - جایی که مکان فعالیت های زیادی است – hives کهیر

They need to buy replacement bees when hives die off.

آن ها باید وقتی که زنبورهای عسل یکی پس از دیگری میمیرند، زنبور های جایگزین بخرند.

In the morning the house was a hive of activity.

سر صبح، این خانه خیلی شلوغ و پر از ورج و ورجه بود.

hive

فعل

hives; hived; hiving

(فعل) hive off الف: جدا کردن از یک گروه ب: کنترل چیزی را به کسی یا گروهی دادن (مثال اول)

You can hive off some of the work to us if necessary.

اگر لازم بود تو میتوانی بخشی از این کار را به ما واگذار کنی.